ناشکر نباش

در پارک نشسته بود و به لباس های کهنه فرزندش نگاه می کرد.

ماشین لوکسی جلوی پارک ایستاد و مرد شیک پوشی از آن پیاده شد.

در ماشین را برای همسرش که پسرکی در آغوش داشت باز کرد.


با حسرت به آنها نگاه کرد و از ته دل آه کشید.

آنها کودک را روی تاب گذاشتند.

خدایا ، پسرک عقب مانده ذهنی بود.


با نگاه به جستجوی فرزندش پرداخت.

او را یافت که با شادی از پله های سرسره بالا می رفت.

چشمانش را بست و از ته دل خدا را شکر کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
RezA TLN

شعری در وصف ایرانی ها

"قیامت نامه!"


روز قیامت شد و صاحبِ صور

اومد به میدون و دمید تو شیپور


مُرده ها از تو قبراشون پا شدن

منتظر محشر کبرا شدن


صف کشیدن، وقت حساب کتاب شد

 وقت مکافات و سؤال جواب شد


برزیلی، پانامایی، تونسی

امریکایی، فرانسوی، قبرسی


هر کدوم از یه قوم و ملیّتی

وایساده بودن با چه کیفیّتی!


ایرونیا هم تهِ صف وایسادن

از اون عقب هی صفُ هُل میدادن!


یهو خدا از اون بالا صدا کرد

ایرونیا رو از تو صف جدا کرد


سپرد اونا رو دستِ یه فرشته

گفت اینا رو ببر، جاشون بهشته


خارجیا که صحنه رو می دیدن

مثل فنر بالا پایین پریدن


شاکی شدن، حوصله شون سر اومد

صدای اعتراضشون در اومد


گفتن خدا مُزد اطاعت چی شد؟! 

حساب کتابِ این جماعت چی شد؟!


از تو بعیده پارتی بازی کنی

فقط یه عده ای رو راضی کنی!


اینجوری که رفتن و صف خالی شد

معلومه پرونده ها ماسمالی شد..!


خدا که دید یه ذره اوضا پَسه

به مُرده های معترض گفت بسه


این ایرونیا که توی صف بودن

تموم عمرشون توی کف بودن!


یه سر سوزن دل خوش نداشتن

تو دلاشون بذر امید نکاشتن


تموم عمرشون مُعطّل بودن

تو هر چیزی از آخر اول بودن!


هر چی برای تفریح عُموم بود

برای این بیچاره ها حروم بود!


شادیاشونو قدغن می کردن

جوونا رو سوار وَن می کردن!


درسته که قانوناشون صوری بود

ولی بهشت رفتنشون زوری بود!


یکی نشسته بود و غُرغر میکرد

تموم فیلماشونو سانسور می کرد!


تقویمشون همش عزاداری بود

جمعه تا جمعه گریه و زاری بود


لذت زندگی رو کشک میدیدن

ثوابُ تنها توی اشک میدیدن


نه دیسکویی، نه کافه ای،  نه باری

نه ساحل مُختلطی،  نه یاری!


نفهمیدن مزه کنسرت چیه

اون که وسط وایساده با چوب کیه!


خودروی ملّیشون یه جور گاری بود!

مسبّبِ مرگ و عزاداری بود


با اینکه روی دریای نفت بودن

اما تو یه وضع هَشَل هفت بودن!


گرفتار فرار مغزا شدن

نخبه هاشون وِل توی دنیا شدن!


مثل شماها حالِ خوب نکردن

تو شهراشون بزن بکوب نکردن!


خلاصه این ملتِ بی آتیه

حساب کتابشون قر و قاطیه!


یه عمر تو اون دنیا عذاب کشیدن

طعم جهنّمو قشنگ چشیدن!


وقتشه غصه هاشونو چال کنن

برن بهشت و تا ابد حال کنن!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
RezA TLN

متن بسیار عالی

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮبچه ﭘﺮﺳﯿﺪ :

- ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ؟

- ﻧﻪ .

- ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ؟

- ﻧﻪ .

- ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟

- ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻥ .

- ﭼﺮﺍ؟

- ﭼﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺘﻢ

- ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻦ؟

- ﻧﻪ .

- ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﺎ

ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻡ .

- ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﯽ؟

- ﺍﺯ ﺗﻪ ﻗﻠﺒﻢ ﺁﺭﻩ

ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ

ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺩﻭﯾﺪ، ﺷﺎﺩ ﺷﺎﺩ.

ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﺷﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ،

ﮐﯿﻔﺶ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ،

ﻋﺼﺎﯼ ﺳﻔﯿﺪﺵ ﺭﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ..پیرمرد نابینا بود ...

ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭ ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ

ﯾﮏ ﺣﺮﻑ ﺳﺎﺩﻩ..

ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺣﺮﻑ ﻣﺮﺩﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻭ ﺧﺮﺍﺏ ﻧﮑﻦ ...

ﺩﻫﻦ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﺯﻩ ...

ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﺯﺩﻩ ...

ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺪ ﺑﺨﺘﻪ ...

ﺯﯾﺎﺩ ﮔﺮﺩﺵ ﺑﺮﯼ ﻣﯿﮕﻦ ﻭﻟﻪ ...

ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺍﻓﺴﺮﺩﺱ ...

ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﺎﺷﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﺧﺮﺍﺑﻪ ...

ﻣﺮﺍﻣﺖ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻓﻼﻧﻪ ...

ﭘﺲ ﺑﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻥ ﺑﮕﻦ ﺧﺪﺍﯼ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻗﻀﺎﻭﺕ

ﮐﻨﻪ ﻭ ﺑﺲ ...

ﭘﺲ ﻟﺬّﺕ ﺑﺒﺮ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﮐـــــــﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺮ

ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﮔﺸﺖ....

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
RezA TLN

دوران بچگی،یادش بخیر

قانون فوتبال دوران کودکی رو یادته؟


1. اونیکه از همه چاقتتر بود، همیشه دروازبان بود !

#مث_قلقلی


2. همیشه اونی که مالک توپ بود، میگفت کی بازی میکنه کی نه


3. زیاد قسم میخوردی پنالتی بود، قسم نمیخوردی پنالتی نبود!


4. بازی زمانی تموم میشد که همه خسته میشدن !


5. مهم نبود که بازی چند چنده. هر کی گلِ آخر بازی رو میزد، برنده بود !


6. داور هم که کشک بود !


7. اگه یه موقع توپ گیر نمیومد، یه جورابی, یه دبه پلاستیکی, یه چیزی بالاخره توپ بود !


8. اگه تو یارکِشی آخر انتخاب میشدی، دیگه امیدی واسه زندگی نبود !


9. لحظه ای که توپ میرفت زیر ماشینی که در حال حرکت بود, 

پر استرس ترین لحظه زندگی بود !


10. وقتی مالک توپ عصبانی میشد، بازی تموم میشد !


11. دختر همسایه از کوچه رد میشد، همه رونالدینیو میشدن !


12. کفشت، پیرهنت پاره میشد، کتکای شب رو نگو !


13. مسابقه با تیم کوچه بغلی, مثل لشکر کشی هیتلر به لهستان بود !



آره, یادش بخیر.

ای کاش میشد بازم برگشت به همون دوران !

همون دورانی که معرفت و سادگی و انسانیت, 

حرف اول رو میزد !


ولی حالا چی؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
RezA TLN

برندگان سیمرغ سی و ششمین جشنواره فیلم فجر-بهمن ماه ۱۳۹۶

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد اهدا شد به امیر جدیدی برای بازی در فیلمهای عرق سرد و تنگه ابوقریب.

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن اهدا شد به سارا بهرامی برای بازی در فیلم دارکوب.

دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد اهدا شد به امین حیایی برای بازی در فیلم شعله ور.

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل مرد اهدا شد به استاد جمشید هاشم پور برای بازی در فیلم دارکوب.

سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل زن اهدا شد به سحر دولتشاهی برای بازی در فیلمهای عرق سرد و چهارراه استانبول.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه هنر و تجربه اهدا شد به فیلم مغزهای کوچک زنگ زده به کارگردانی هومن سیدی.

سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیات داوران اهدا شد به فیلم بمب،یک عاشقانه به کارگردانی پیمان معادی.

اولین سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی اهدا شد به ابراهیم حاتمی کیا برای فیلم به وقت شام و دومین سیمرغ کارگردانی اهدا شد به بهرام توکلی برای فیلم تنگه ابوقریب.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم اهدا شد به فیلم تنگه ابوقریب.

سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه ملی اهدا شد به فیلم سرو زیر آب.

سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران اهدا شد به فیلم مغزهای کوچک زنگ زده به کارگردانی هومن سیدی.

سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه اهدا شد به کامبوزیا پرتوی برای فیلم کامیون.

سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن اهدا شد به کارن همایونفر برای فیلم به وقت شام.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
RezA TLN

سرزمین آریایی

سرزمین آریایی از دو قوم بوجود آمده:

1- مادها

2-پارت ها

 به همین دلیل، مشکلات این سرزمین یا از طریق مادی حل میشود و یا از طریق پارتی...!


بعد از ان نیز مردم سه گروه شدند:

1-اشکانیان: آنانکه درمراسم عزادارى شرکت میکنند و اشک میریزند!

2. سامانیان: آنانکه میلیاردى بردند، خوردند و سر و سامان گرفتند !

 3. صفویان : که همیشه درصف مرغ ، تخم مرغ ، بنزین، گاز و غیره هستند !!!


@kaafe_talkh 💫

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
RezA TLN

شعری از دکتر اسماعیل امینی

خاک ایران یک سر از دکتر پر است


هرکه دکتر نیست،نانش آجر است


ملک ایران سرزمین دکتران


آنقدر دکتر نباشد در جهان


عابران هر خیابان دکترند


دانه های برف و باران دکترند


هم وزیران هم مدیران دکترند


بیشتر از نصف ایران دکترند


هرکه پستی دارد اینجا دکتر است


دیپلم ردی ست اما دکتر است


هرکه شد محبوب از ما بهتران


هرکه شد منصوب بالا،دکتر است


هرکه رد شد از در دانشکده


یا گرفته دکتری یا دکتر است


شعر نو مدیون دکترها بود


تو ندانستی که نیما دکتر است؟


شاعر تیتراژ هامان دکتر است


مجری اخبار سیما دکتر است


آنکه مثل آفتاب نیمه شب


سر زد از صندوق آرا دکتر است


شادباش ای دکتر آرای ما


دکترای جمله دانش های ما


دکترایت نخوت الناموس ما


ای تو افلاطون و جالینوس ما


در جهانی که پر است از نابغه


دکتری چندان ندارد سابقه


بی سبب افسرده ای غم میخوری


سرزمین ماست مهد دکتری


خط مان وقتی شبیه میخ بود


ای بسا دکتر در آن تاریخ بود


اینهمه آدم که در عالم نبود


آدمی کم بود و دکتر کم نبود


من نگویم شاعران فرموده اند


رخش و رستم هردو دکتر بوده اند


گرچه باشد قصه ها پشت سرش


دکتری دارند ملا و خرش


شاعران از رودکی تا عنصری


بی گمان دارند هریک دکتری


شعله های عشق چون گر میگرفت


آتشی در خیل دکتر میگرفت


عشق با دکتر نظامی قصه گو


عشق با دکتر سنایی رازجو


عارف شوریده دکتر مولوی


نام پایان نامه او مثنوی


حافظ و سعدی و خواجو دکترند


سروقدان لب جو دکترند


وحشی و اهلی و صائب دکترند


تاجر و دهقان و کاسب دکترند


بحث های جعل مدرک نان بری ست


بهترین سرگرمی ما دکتریست


عده ای مشغول دکتر سازی اند


عده ای سرگرم دکتر بازی اند





برگرفته از کتاب "دکتر بازی"

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
RezA TLN

مرگ قسطی !

شب تا میایم بریم توی رختخواب توی تلگرام میخونی کرمانشاه زلزله اومده. هنوز به ته خبر نرسیدی که عکساش میاد. 

می بینی از اون زلزله جدی هاس. می خوای بخوابی یاد پدری میفتی که بچه ها و زنش زیر آور موندن هیچ کاری هم از دستش برنمیاد.

از خودت خجالت می کشی که داری زیر پتو می خوابی. با بدبختی و عذاب وجدان خوابت میبره. صبح از خواب بلند میشی می بینی از دیشب تا حالا 150 تا پس لرزه هم اومده...

یه کم چشماتو می مالونی، تصویر که صاف میشه می بینی سپرده گذارای موسسات مالی جلوی مجلس دارن شعار میدن...

گوشیتو برمیداری می بینی 8 تا کوهنورد رفتن قله فتح کنن ولی راهو گم کردن از سرما یخ زدن مُردن. تلگرامو می بندی میری توی اینستا. 

یه دونه میزنی روی ویدئو که صداش پخش بشه میبینی سخنگوی قوه قضاییه داره سوت بلبلی میزنه. یه دونه میزنی توو صورتت که خواب نباشی ولی بیداری! 

از اتاقت میای بیرون میگی صبح بخیر. خواهرت میگه: عوارض خروج از کشور چند برابر شده. مامانت میگه: ما که پول خارج رفتن نداریم ولی بنزینو میخوان بکنن 1500 تومن. بیمه سلامتم که منحل شد.

یه چایی می ریزی و سریع به اتاق خودت پناه میاری. میری چندتا جُک بخونی که حالت عوض شه ولی تا تلگرامو باز می کنی می بینی اتوبوس دانش آموزان دختر توی اردوی راهیان نور تصادف کرده 4 نفر کشته شدن. 

به این فکر می کنی که ما هنوز داریم توو جنگ کشته میدیم. هنوز هضمش نکردی که خبر میاد کرمان زلزله اومده. یه لحظه سر جات وایمیسی... برمی گردی پشت سرتو نگاه میکنی...

تا چشم کار میکنه برخورد قطار و ریزش پلاسکو و اسیدپاشی و تجاوز به کودک و تصادف افشین یداللهی و مرگ کیارستمیه. بر میگردی جلوتو نگاه می کنی می بینی رشت و کرج و تبریزم یه کم زلزله اومده!

اونجاست که گوشیتو میندازی توی چاه مستراح بعدشم میری توی کابینت آشپزخونه درو روی خودت می بندی، زانوهاتم جمع کنی توی بغلت...

چند دقیقه میگذره... تاریکی بهت آرامش میده... عضلاتت داره یه کم شُل میشه که مادرت صدات می کنه؛ محمدرضا ؟ کجایی مادرجان؟

بیا اسممون تو قرعه کشی جام جهانی دراومد. فردوسی پور میگه افتادیم توو گروه مرگ!

✍️محمدرضا ستوده/روزنامه جهان صنعت
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
RezA TLN

حکایت بعضی از آدما

ﺳﮓ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ:

ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡِ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺪﻩ

ﻧﺎﺯﻡ ﻣﯿﮑﻨﻪ , ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﻩ , ﺣﺘﻤﺎّ ﺧﺪﺍﺳﺖ!



اما…..



یه گربه اینجوری فکر میکنه:

این آدمه به من غذا میده؛ نازم میکنه ؛

دوستم داره ؛ حتما من خدام!

به این میگن

گربه صفتی….!




حکایت بعضی از ما آدماست

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
RezA TLN

اندر احوالات اختلاس گران!!!

حاکمی رسم بنهاد تا هر که از زائرین دزدی کند آن شخص را سوار بر الاغ به مدت یک هفته در شهر بگردانند.

این گذشت تا که شخصی از دیگری حلوا بدزدید و بخورد.

به جرم دزدی به محکمه اش بردند و چون محکوم شد طبق حکمِ حاکم سوار بر الاغی او را در شهر بچرخانیدند و مردم در کوچه و بازار با دیدن آن حالت بسیار هیاهو بکردند.

هنگام چرخاندن نگهبان از دزد پرسید :

بسیار سخت میگذرد ؟ 

دزد گفت نه ! حلوا را که خوردم الاغ را هم که سوارم ، مردم هم که شادی میکنند و شادند ، از این بهتر چه بود !!!!؟


-حکایتی است شیرین از احوال اختلاس کننده ها

بیت المال را که میخورند ، بنز را هم سوارند، ملت نیز خوشحالند و براشون جک میسازن

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
RezA TLN